
خدا خر را آفريد و به او گفت: تو بار خواهي برد،
از زماني که تابش آفتاب آغاز مي شود تا زماني که تاريکي شب سر مي رسد.
و همواره بر پشت تو باري سنگين خواهد بود.
و تو علف خواهي خورد و از عقل بي بهره خواهي بود
و پنجاه سال عمر خواهي کرد و تو يک خر خواهي بود.
خر به خداوند پاسخ داد:
خداوندا! من مي خواهم خر باشم،
اما پنجاه سال براي خري همچون من عمري طولاني است.
پس کاري کن فقط بيست سال زندگي کنم
و خداوند آرزوي خر را برآورده کرد...
******************************************
بقیه در ادامه مطلب